صد دلیل بر عصمت امام ؛
بسم الله الرحمن الرحیم

صد دلیل وجود دارد که بر عصمت امام (ع) دلالت می کند (فقط 5 دلیل آن ذکر می شود) :
از نظر ما امامت باید انتخاب شود و در شورای عمومی برسی شود ، و دلایلی بر حقانیت این حرف و ابطال نظر مخالفین است :
دلیل اول : از نظر ما امامت یکی از ارکان بزرگ دین است و بدون اعتقاد به اممت ، دین کامل نمی شود . ولی از نظر اهل سنت و اشاعره و معتزله و سلیمانیه زیدیه و غیره ، امامت جزو ارکان دین نیست ، بلکه یکی از فروغ دین است ، ولی آن را یک موضوع مهم می دانند . پس چگونه جایز است که این امر مهم بع انتخاب مکلف و اراده او باشد ؟ و اگر چنین چیزی بر فرض جایز باشد ، پس آنچه از آن پایین تر است نیز جایز خواهد بود مانند احکام فرعی . چطور می شود احکام فرعی را به انتخاب مکلف نمی گذارید ، ولی انتخاب امام را که مهم تراست ، به اختیار و انتخاب مکلف می گذاریم ؟!
دلیل دوم : شارع مقدس ، طبق این آیه ی شریفه :
( و ما کان لمومن ولا مومنة اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم ) هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که با خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند ، اختیاری ( در برابر فرمان خدا) داشته باشد .
بیان می کند که هیچ زن و مرد با ایمان حق اختیار و انتخاب درباره ی امری که خداوند و پیامبرش حکم کند ، ندارد . یعنی انتخاب و اختیار بر عهده ی مردمنیست . پس می گوییم : یا خداوند دستور به ترک امامت داده که این جایز نیست یعنی منصوب کردن امام و اثبات آن بر ما جایز نیست . یا این که خداوند امر کرده است که در این صورت خداوند آن را مثل احکام دیگر شریعت ، تصریح فرموده ، که مطلب ما هم در این باره است . یعنی اگر خداوند امامت را واجب کرده باید همه قبول کنند و اگر قبول نکنند ، مردم حق انتخاب کردن امام ندارند .
دلیل سوم : این که نصب امام اختیاری باشد و با قول و اختیار مکلفین صورت گیرد ، درست نیست . زیرا در واقع سبقت از گفتار خداوند و پیامبرش نهی شده و در قرآن آمده : یا ایها الذین ءامنو لا تقدموا بین یدی الله و رسوله : ای کسانی که لیمان آورده اید ! از خدا و پیامبر (ص) سبقت نگیرید .
یعنی خود سرانه کاری کاری نکنید ، پس اگر بنا باشد مکلفین ، امام را منصوب کنند ، مخالف آیه ی فوق است .
دلیل چهارم : خداوند نسبت به بندگان خود بسیار رحیم و مهربان است ، پس چگونه ممکن است انتخاب امام که از امور مهم و مورد نیاز مردم است را رها کرده و بر عهده ی مردم بگذارد . حال آن که ممکن است بین مردم به خاطر عدم اقدام به تعیین امام از طرف خداوند یا با واگذار کردن ان در اختیار مکلفین ، نزاع صورت گیرد . چون ممکن است هر یک از آن ها یک رهبری برای خود انتخاب کنند ؟ و حال آن که این کار باعث ایجاد فساد می شود . چون هر کدام نظری دارند و رهبری به دلخواه خود انتخاب می کنند و عاقبت بین آن ها نزاع می شود که این کار با حکمت خداوند که از این اموردور است ، مخالفت دارد . یعنی خداوند کاری نمی کند که با عث در گیری بین افراد شود .
دلیل پنجم : اطاعت از امر امام یکی از احکام بزرگ دین است ، پس اگر اختیار نصب امام به مکلفین داده شود ، پس اختیار همه ی احکام دیگر نیز به آن ها داده می شود و در نهایت ، این کار باعث می شود که مردم نیازی به فرستادن پیامبران نداشته باشند ، زیرا پیامبران برای برقراری احکام دین فرستاده9 شده اند . پس اگر مردم از یقین به احکام و دستورات دین و برقرار کردن احکام که اصل قضیه است ريال بی نیاز شوند و اختیار نصب امام را داشته باشند ، به طریق اولی از وجود پیامبر هم بی نیاز خواهند شد . یعنی وقتی که نصب امام که از احکام بزرگ و با اهمیت است ، به مردم واگذار کردیم ، دیگر به پیامبر احتیاجی نیست که سایر احکام را وضع کند ، در واقع بی نیازی از وجود پیامبر برای نصب و تعیین سایر احکام به حکم اولویت ، جایز خواهد شد .
منبع : کتاب الفین،علامه حلی ، ص 39 تا 41 ؛
بسم الله الرحمن الرحیم