بسم الله الرحمن الرحیم



مسافری از کوفه به بغداد مراجعت می کند و به خدمت « اسماعیل بن علی حنبی ( امامِ حنابله ی عصر ) » می رسد . اسماعیل از مسافر می خواهد آن چه را که در کوفه دیده است شرح دهد . مسافر در ضمن نقل وقایع با تاسف زیاد جریان انتقاد های شدید شیعه را در روز غدیر از خلفا اظهار کرد .

فقیه حنبلی گفت تقصیر آن مردم چیست ؟ این در را خود علی (ع) باز کرد .

آن مرد مسافر گفت : پس تکلیف ما در این میان چیست ؟

آیا این انتقاد ها را صحیح و درست بدانیم یا نادرست ؟ اگر صحیح بدانیم یک طرف را باید رها کنیم و اگر نادرست بدانیم ، طرف دیگر را !

اسماعیل با شنیدن این پرسش از جا حرکت کرد و مجلس را به هم زد . همین قدر گفت : این پرسشی است که خود من هم تا کنون برای آن پاسخی پیدا نکرده ام !!!

منبع : سیری در نهج البلاغه ، ص 157 و 158 .